تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
تفصيل در اين‌باره سخن گفتيم و گفتار نويسنده ياد شده را به پنج گونه پاسخ داديم ؛ از جمله آن‌كه سخن امام عليه السّلام برگرفته از انديشه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله است و گواه ما بر اين مطلب ، داستانى است كه در صحيح بخارى ، ج 1 ، كتاب الحيض ، باب « ترك الحائض الصّوم » آمده و بر اساس آن ، پيامبر با استناد به شواهدى زنان را فاقد دين و عقل كامل معرفى كرده است . افزون بر اين ، نمونه گفتار پيامبر و امام عليه السّلام در سخنان بسيارى از فيلسوفان و اديبان پيش و پس از آنان نيز يافت مىشود . فيلسوف چينى « لين يوسانگ » در كتاب « انسان چگونه زندگى مىكند ؟ » ، ص 98 از زبان اديب انگليسى « اسكار وايلد » چنين مىنويسد : « مرد همان‌طوركه نمىتواند بدون زن زندگى كند ، هم‌چنان زندگى با او نيز برايش دشوار است . » به راستى ، آيا اين سخن بيان ديگرى از كلام امام عليه السّلام نيست كه فرمود : « زن ، همه‌اش زحمت و دردسر است و زحمت‌بارتر اين‌كه چاره‌اى جز بودن با او نيست ! » ؟ همچنين « لين يوسانگ » در همان كتاب ، ص 198 داستانى هندى را بيان مىكند كه تاريخ آن به چهار هزار سال پيش باز مىگردد و به روشنى گوياى انديشه امام عليه السّلام درباره زن است : « خداوند به هنگام آفرينش زن ، زيبايى او را از گل‌ها ، خنده‌اش را از امواج دريا ، رنگش را از رنگين‌كمان ، نغمه‌اش را از پرندگان ، بوسه‌اش را از نسيم ، ملايمتش را از بهار ، حيله‌اش را از روباه و بىثباتىاش را از رگبار برگرفت و همه را در جنس زن به يكديگر بافت . آن‌گاه او را نزد آدم فرستاد تا همسرش باشد . آدم مسرور گرديد ، ولى چندى نگذشت كه پيش خدا آمد و گفت : توان زيستن با حوا را ندارم ؛ او را از من دور كن . خدا نيز چنين كرد . مدتى گذشت و آدم احساس تنهايى و بىكسى مىكرد . به سوى خدا برگشت و گفت : حوايم را
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 323 | محمد جواد مغنية / سامي الغريري الغراوي / محمد جواد معمورى