تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨

234 - و قيل له صف لنا العاقل فقال عليه السلام : « هو الّذي يضع الشّيء مواضعه » فقيل فصف لنا الجاهل فقال : « قد فعلت »

ترجمه : به امام عليه السّلام گفتند : عاقل را برايمان توصيف كن . پاسخ فرمود : خردمند آن است كه هر چيزى را در جاى خود مىنهد . گفتند : جاهل كيست ؟ فرمود : جاهل را نيز شناساندم . شرح : شريف رضى مىگويد : يعنى جاهل كسى است كه هر چيز را در جاى خود نمىگذارد . بنابراين گويا با خوددارى از معرّفى جاهل ، او را نيز توصيف نمود ، زيرا آن دو ضدّ يكديگرند . تعريف يكى از دو ضدّ كه سومى ندارند - مانند علم و جهل و يا شب و روز - در واقع به دلالت مفهوم مخالف ، تعريفى براى ضدّ ديگر به شمار مىآيد . در واقع ، دانشمندان اصول فقه ، مخالف حكم منطوق جمله را براى ضدّ آن چيز در نظر مىگيرند و از آن به « مفهوم مخالف » تعبير مىكنند . براى نمونه آيه زير را ببينيد : « [ خداوند ، ] تنها مردار ، خون و گوشت خوك و آن‌چه را كه [ هنگام سر بريدن ] نام غير خدا بر آن برده شده ، بر شما حرام گردانيده است ، [ ولى ] كسى كه [ براى حفظ جان خود به خوردن آنها ] ناچار شود ، در صورتى كه ستمگر و متجاوز نباشد بر او گناهى نيست ، زيرا خدا آمرزنده و مهربان است . » « 1 » در اين آيه ، منطوق جمله ، حرام نمودن حيواناتى است كه بدون نام خدا سر بريده مىشوند . آيه از حلال بودن حيواناتى كه با ياد و نام
هامش
( 1 ) .إِنَّما حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَ ما أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌبقره / 2 : 173 .