[ 233 - و قال عليه السلام : « خيار خصال النّساء شرار خصال الرّجال : ]
233 - و قال عليه السلام : « خيار خصال النّساء شرار خصال الرّجال : الزّهو و الجبن و البخل . فإذا كانت المرأة مزهوّة لم تمكن من نفسها و إذا كانت بخيلة حفظت مالها و مال بعلها و إذا كانت جبانة فرقت من كلّ شيء يعرض لها . »
ترجمه : نيكوترين خلقوخوى زنان ، زشتترين اخلاق مردان است :
تكبّر ، ترس ، بخل ؛ هرگاه زنى متكبّر باشد ، بيگانه را به حريم خود راه نمىدهد و اگر بخل ورزد ، اموال خود و شوهرش را حفظ مىكند و چون ترسان باشد از هر چيزى كه به آبروى او زيان رساند فاصله مىگيرد .
شرح : نيكوترين ويژگى زن ، پاكدامنى ، منزلدارى ، همدردى و هميارى با همسرش در گرفتارىهاى روزگار است . غرور و نخوت در مردان ، نكوهيده و زشت ، ولى براى زنان زيبا و ستوده است ، زيرا - همانطور كه
هامش
- چگونه ممكن است ثواب كشتن كافرى به اندازه عبادت جن و انس باشد كه پيامبران هم جزو آناناند ؟ ! او در ايراد ديگرى مىگويد : از عمرو بن عبدود جز در همين روايت نامى به ميان نيامده است . در پاسخ ، سخن برهان الدين حلبى در كتاب سيره حلبى را مىآوريم : « اينكه نام عمرو بن عبدود تنها در اين جنگ آمده باشد ، اساسى ندارد ، زيرا او در غزوه بدر حضور داشت و زخمى كارى برداشت و به همين روى ، نتوانست در احد شركت كند . عمرو قسم ياد كرده بود تا پيامبر را نكشد ، بر سرش روغن نمالد . در پاسخ به اشكال دوم مىگوييم : مبارزه على عليه السّلام با عمرو سبب يارى دين و خوارى كافران گشت و چنين جنگى شايسته چنان ستايشى است . » افزون بر اين ، شيخ مظفر در دلائل الصدق ، ج 2 ، ص 402 مىنويسد : مبارزه على عليه السّلام با عمرو سبب استوار ماندن ايمان و استمرار آن گشت و همچنين موجب گرديد تا مؤمنان بتوانند براى هميشه عبادت كنند . [ شايان ذكر است با وجود كتابهاى فراوانى كه به نقل حديث بالا پرداختهاند - و بخشى از آن را در بالا آورديم - جايى براى اشكال نخست باقى نمىماند . ]