تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
مىپذيرفتى ، تو را دوست داشتند و اگر سهمى از آن بر مىگرفتى ، دست از تو برمىداشتند . » « 1 » ( و صحبوا الدّنيا بأبدان أرواحها معلّقة بالمحلّ الأعلي ) بدن‌هايشان با آفريده‌هاى خدا و روحشان با آفريننده است . ( اولئك خلفاء اللّه في أرضه و الدّعاة إلي دينه . آه آه شوقا إلي رؤيتهم ) چراغ بندگان‌اند . هركس از آنان هدايت بجويد ، نجات مىيابد و هركه رويگردان شود ، سقوط خواهد كرد .

147 - و قال عليه السلام : « المرء مخبوء تحت لسانه . »

ترجمه : انسان زير زبان خود پنهان است . شرح : اديب ، فقيه ، فيلسوف ، وكيل و ستاره‌شناس ، همگى با سخن گفتن و عاقل ، دانشمند ، پزشك و مهندس افزون بر اين ، با كارشان شناخته مىشوند و البته كردار افراد روشن‌تر و گوياتر از كلام آنها است . به هر روى ، هر انسانى كه سخنانش براى ديگران جديد و سودمند باشد ، [ شايسته نام ] عاقل ، عالم ، اديب ، فقيه و فيلسوف است . در مقابل ، زبان‌هاى نابغه‌اى كه به اوج فصاحت كلام رسيده‌اند ، ولى بارانى با شكوه و ممتاز نمىبارند ، اهل سفسطه و مغالطه‌اند ؛ اگر چه هزاران جلد نثر و نظم نوشته باشند .

148 - و قال عليه السلام : « هلك امرؤ لم يعرف قدره . »

ترجمه : كسى كه ارزش خود را ندانست ، نابود شد . شرح : كسى كه به دروغ ادعاى چيزى كند ، كارهايى را بر عهده مىگيرد
هامش
( 1 ) . « لا يؤنسنّك إلّا الحقّ و لا يوحشنّك إلّا الباطل فلو قبلت دنياهم لأحبّوك و لو قرضت منها لأمّنوك » .