نمىگيرد [ و از زبان منافق به گوش مؤمن مىرسد ] . مراد از مؤمن كسى است كه حق را براى حق بودنش جستوجو مىكند . چنين مؤمنى پيشگام حقيقت و حكمت است و آن را از هركجا كه باشد - گرچه كافر و منافق - به دست آورده و از آن بهره مىبرد . به عكس ، منافق آن را دريافته و بدان سخن مىگويد . با وجود اين ، بهرهاى نمىبرد ، زيرا حرف مىزند ، ولى عمل نمىكند . او گرايشى بر خلاف حق و حقيقت دارد .
در عصر ما ، منافقان به شماره در نمىآيند . برخى از آنان غذاى مردمان را به كلى به سلاح نابودى و مرگ تبديل و خود را در پشت كلمات دفاع از آزادى و حفظ صلح و تمدن پنهان مىكنند . آنها براى جاسوسى از ملتها سفينههاى فضايى مىسازند و مىگويند : اينها براى خوشبختى انسان و به سود او است و با اين سفينهها مىتوان از اين پس ماه عسل را در ماه و زهره گذراند ! افزون بر اين ، به نام انتقام از اقليت ويرانگر ، آزادگان را مىكشند و به بهانه دفاع از مرزها به ملتها تجاوز مىكنند . با اين همه ، حقيقت ديوارها را خواهد شكافت و تا دور دستها از خود پرده برداشته و صداى خويش را به گوش دور و نزديك خواهد رساند .
78 - و قال عليه السلام : « الحكمة ضالّة المؤمن فخذ الحكمة و لو من أهل النّفاق . »
ترجمه : حكمت گمشده مؤمن است . پس حكمت را فراگير ؛ هرچند از منافقان باشد .
شرح : حكمت رهنماى هر عاقل مؤمن و يا كافرى است . با وجود اين ،