شرح و تفسير
امام ، عبد اللّه بن عباس را براى حكميت برگزيد . معاويه به اين امر اعتراض كرد و گفت كه ابن عباس خويشاوند على عليه السّلام است . اين درحالى بود كه عمروعاص نيز شريك معاويه در رسيدن به قدرت بود و به شرط امارت بر مصر با معاويه همكارى مىكرد . برخى از بزرگان سپاه امام با معاويه همدست بودند و به انتخاب ابن عباس اعتراض كرده و فشار زيادى به امام وارد كردند و سرانجام او را وادار به انتخاب ابو موسى اشعرى كردند كه گزينه موردنظر معاويه بود . برخى نيز مىگويند كه ابو الاسود دؤلى براى حكميت به جاى ابن عباس پيشنهاد شد ؛ ولى سرانجام نظرها بر ابو موسى اشعرى به اجماع رسيد . از شعبى روايت شده است : « وه كه ابو الاسود چه اندازه حاضر جواب بود ! او روزى در نخيله نزد معاويه رفت و در آن هنگام معاويه به خلافت رسيده بود . معاويه به او گفت : آيا اين تو بودى كه براى حكميت پيشنهاد شده بودى ؟ گفت : آرى . معاويه دوباره پرسيد : اگر انتخاب مىشدى چه مىكردى ؟ گفت : هزار تن از مهاجران و فرزندانشان و هزار تن از انصار و فرزندانشان را گرد مىآوردم و از آنان مىپرسيدم كه آيا مردى از مهاجران به خلافت سزاوارتر است و يا مردى از آزادشدگان ؟ معاويه او را نفرين كرد و گفت : خدا را سپاس كه زحمت تو را از دوش ما برداشت . » « 1 »
امام پس از عقد جلسات اشعرى و عمروعاص و پيش از اعلام نتيجه داورى به ابو موسى اشعرى نامهاى نوشت كه در آن چنين آمده بود : ( فإنّ النّاس
هامش
( 1 ) . نك : امالى سيد مرتضى : 1 / 212 .