مىانجامد . من همانند پزشكى هستم كه در معالجه زخمى مىترسد با كوچكترين حركت ، محل زخم به عفونت گرايد و همه بدن را مسموم كند .
( و ليس رجل فاعلم أحرص على جماعة أمّة محمّد ص و ألفتها منّي . . . المآب ) از ترس فتنه و تفرقهانگيزى به يارانم سخت نمىگيرم و نسبت به همگرايى و همبستگى جامعه و حفظ مصالح عمومى حريص هستم و در اين راه خشنودى و پاداش خداوند را مىجويم . ( و سأفي بالّذي وأيت على نفسي ) اى ابو موسى ، من ناگزير به انتخاب تو گشتم و با اين حال به داورى تو اعتراضى نمىكنم و پيمان نمىشكنم ؛ مگر آنكه تو راه انحراف را در پيش گيرى . ( و إن تغيّرت عن صالح ما فارقتني عليه ) تو پيش از رفتن از نزد من در جبهه حق و اهل حق بودى و اكنون اگر دگرگون گشته و فريب عمروعاص را خورده باشى ، خود را بدبخت ساختهاى . ( فإنّ الشّقيّ من حرم نفع ما أوتي من العقل . . . ) عمروعاص تو را بازيچه خود خواهد ساخت . پيشبينى امام كاملا درست در آمد و ابو موسى به نمادى از نادانى و بلاهت بدل گشت .
( و إنّي لأعبد أن يقول قائل بباطل ) من از باطل بيزارم و انجام آن را نه از سوى خود و نه از سوى ديگران نمىپسندم . ( و أن أفسد أمرا قد أصلحه اللّه ) اگر تو به خداوند وفادار باشى و در انديشه صلاح مسلمانان باشى ، من نخستين كسى هستم كه كار تو را ستوده و از تو سپاسگذارى خواهم كرد . چگونه ممكن است كه صلح و صلاح مسلمانان را نخواهم ؛ درحالىكه خشنودى خدا و پيامبرش در آن است . ( فدع ما لا تعرف ) هيچ سخنى مگو و هيچ حركتى از خود نشان نده ؛ مگر آنكه از درستى آن اطمينان داشته باشى و يقين كنى كه خداوند از انجام آن خشنود است . در روايتى از پيامبر آمده است : « به
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 636
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٦٣٦