( و لكن حاججهم بالسّنّة فإنّهم لن يجدوا عنها محيصا ) آنان در مناظره نمىتوانند از پذيرش استدلال به سنت فرار كنند . ابن ابى الحديد مىگويد كه منظور امام از استدلال به سنت ، يادآورى روايات زير براى خوارج بود : « حق با على عليه السّلام است و على عليه السّلام با حق است و به هرسو بچرخد با او مىچرخد . » « 1 » و « خدايا با دوستان او دوستى كن و با دشمنانش دشمنى كن و يارىكنندگانش را يارى كن و خواركنندگانش را خوار ساز . » « 2 » و روايات فراوان ديگرى كه صحابه از زبان پيامبر شنيده بودند و هنوز برخى از آنها زنده بودند و خوارج از اقرار به درستى آنها گريزى نداشتند . « 3 »
هامش
-بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ وَ حَلائِلُ أَبْنائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلابِكُمْ وَ أَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا ما قَدْ سَلَفَ إِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحِيماًنساء / 4 : 23 .
( 1 ) . « يدور الحق مع على عليه السّلام كيف ما دار » اين حديث را ترمذى در كتاب صحيح خود در جلد دوم صفحه 298 چاپ بولاق مصر آورده است . همچنين در كتاب فضائل الخمسة فيروزآبادى و صيد الخاطر ابن جوزى آمده است .
( 2 ) . « اللهم وال من والاه ، و عاد من عاداه ، و انصر من نصره ، و اخذل من خذله » اين حديث از روايات متواتر بين شيعه و اهل سنت است و راويان بسيارى مانند ترمذى و ابن ماجه و ابن حنبل و نسائى و ديگران آن را نقل كردهاند . علامه امينى ، تعداد فراوانى از اين راويان را در كتاب الغدير گرد آورده است .
( 3 ) . نك : شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد : 18 / 71 .