امام به وى پاسخ داده بود : « اگر چنين شده باشد ، جنايتى بر تو نرفته كه از تو عذرخواهى كنم . » « 1 » ابن ابى الحديد مىنويسد : « امام در سخن كوتاهى به او پاسخ داده و مىگويد كه تو به هنگام آن حوادث حضور نداشتى و نسبت به تو ستمى روا نشده كه اكنون خواهان جبران آن باشى . جواب مفصل به معاويه نيز آن است كه طلحه و زبير خود با پيمانشكنى و ستمكارى زمينه كشتن خود را فراهم آوردند و اگر بر راه راست استوار مىماندند ، گزندى به آنان نمىرسيد . پس خون كسى كه به حق كشته شود هدر است . اينكه مىگويى آنان دو شخصيت بزرگ اسلام بودند ، پذيرفتنى نيست ؛ زيرا عيب و خطا از هركسى رخ مىدهد . » « 2 » بهعلاوه ، امام هيچيك از آن دو را نكشت ؛ بلكه طلحه را مروان بن حكم به قصاص خون عثمان كشت و زبير را عمرو بن جرموز كشت .
( و ذكرت أنّك زائري في المهاجرين و الأنصار ) معاويه تهديد مىكند كه به همراه مهاجران و انصار به جنگ على عليه السّلام خواهد رفت ؛ درحالىكه تنها دو نفر از انصار با معاويه بودند : نعمان بن بشير و مسلمة بن مخلد كه مانند عمروعاص در طمع دنيا در پى معاويه افتاده بودند . اين درحالى بود كه نهصد تن از انصار و هشتصد تن از مهاجران با امام بودند و هيچيك از مهاجران با معاويه نبودند . افزون بر آن تعداد زيادى از منافقان با معاويه بودند
هامش
( 1 ) . « فإن يكن ذلك كذلك فليست الجناية عليك فيكون العذر إليك » نهج البلاغه : نامه 28 .
( 2 ) . شرح نهج البلاغه : 17 / 253 .