تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 567

مساهمون:

ص٥٦٧

واژه‌شناسى

انف الشىء : آغاز هرچيزى . در اين‌جا منظور از « انف الاسلام » صحابه نخست پيامبر است كه پيش از ديگران به اسلام گرويدند . المصران : منظور از آن كوفه و بصره است . استرفه : آسوده و خوش باش . الحاصب : تندبادى كه سنگريزه‌ها را با خود به هوا مىبرد . اغوار : جمع « غور » به معناى زمين پست و فروافتاده . الجلمود : صخره . الاغلف : كسى كه از درك امور ناتوان است . هم‌خانواده اين واژه در قرآن آمده است :
وَ قالُوا قُلُوبُنا غُلْفٌ بَلْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَقَلِيلًا ما يُؤْمِنُونَ
« 1 » الضالّة : گمشده . السائمة : دامى كه به چرا برده مىشود . الوغى : جنگ . الهوينى : مونث « هيّن » به معناى آسان .

ساختار ادبى

امس : اگر به معناى روز گذشته به كار رود ، ظرف زمان و مبنى بر كسره است و اگر به معناى يكى از روزهاى گذشته به كار رود و يا « ال » بر سر آن درآيد و يا مضاف قرار گيرد ، در اين صورت معرب مىشود .
هامش
( 1 ) . « گفتند دلهاى ما در غلاف است [ نه چنين نيست ] بلكه خدا به سزاى كفرشان لعنتشان كرده است پس آنان كه ايمان مىآورند چه اندك شماره‌اند . » بقره / 2 : 88 .