انّا آمنّا : تاويل به مصدر مىرود و فاعل « فرق » قرار مىگيرد .
كرها : حال است .
بجدّك : باء زايد است و « جدك » مفعول « اعضضته » است .
ما علمت : « ما » اسم موصول و خبر « انك » است .
الاغلف ، المقارب : عطف بيان براى اسم موصول « ما » است كه خود خبر براى « انك » قرار گرفته است .
قريب ما اشبهت : خبر مقدم و مبتداى موخر است .
شرح و تفسير
اين نامه دوازدهمين نامهاى است كه خطاب به معاويه بوده و در بخش نامهها آمده است . سه نامه ديگر نيز خطاب به معاويه در ادامه اين بخش خواهد آمد و در مجموع پانزده نامه مىشوند . مضمون همه اين نامهها به هم نزديك است ؛ زيرا موضوع و هدف آنها يكى است . معاويه گاهى امام را به حسد و رشك از خليفه اول و دوم متهم مىساخت و گاهى او را مسئول خون عثمان مىشمرد . اين تلاشها همگى تنها از آنرو بود كه امام ، شام را به وى نبخشيده بود ؛ همانگونه كه در شرح نامه هفده گذشت . امام به اتهامات او پاسخ مىدهد تا مانع گمراهى مردم ساده شام شود .
( فإنّا كنّا نحن و أنتم على ما ذكرت من الألفة و الجماعة . . . ) بنىهاشم و بنىاميه از جهت اخلاق و گرايشها با يكديگر تفاوت داشتند . آنان از دوره جاهليت بر سر رهبرى و پيشوايى رقابت داشتند . اميه و هاشم براى حل اختلافى نزد كاهنى رفته و شرط گذاشتند كه بازنده ، پنجاه شتر دهد و ده سال از مكه دور شود . كاهن به نفع هاشم داورى كرد و اختلاف آنها بدون درگيرى به پايان