يقال لك إنّك رقيت سلّما أطلعك مطلع سوء عليك لا لك لأنّك نشدت غير ضالّتك و رعيت غير سائمتك و طلبت أمرا لست من أهله و لا في معدنه فما أبعد قولك من فعلك و قريب ما أشبهت من أعمام و أخوال حملتهم الشّقاوة و تمنّي الباطل على الجحود بمحمّد ص فصرعوا مصارعهم حيث علمت لم يدفعوا عظيما و لم يمنعوا حريما بوقع سيوف ما خلا منها الوغى و لم تماشها الهوينى .
و قد أكثرت في قتلة عثمان فادخل فيما دخل فيه النّاس ثمّ حاكم القوم إليّ أحملك و إيّاهم على كتاب اللّه تعالى و أمّا تلك الّتي تريد فإنّها خدعة الصّبيّ عن اللّبن في أوّل الفصال و السّلام لأهله . »
ترجمه
پس از ياد خدا و درود ، چنانكه يادآور شدى ، ما و شما دوست بوديم و هم خويشاوند ؛ امّا ديروز ميان ما و شما بدان جهت جدايى افتاد كه ما ايمان آورديم و شما كافر شديد و امروز ما در اسلام استوار مانديم و شما آزمايش گرديديد ، اسلامآوردگان شما با ناخوشنودى ، آن هم زمانى به اسلام روى آوردند كه بزرگان عرب تسليم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شدند و در گروه او قرار گرفتند .
در نامهات نوشتى كه طلحه و زبير را كشته و عايشه را تبعيد كردهام و در كوفه و بصره منزل گزيدم . اين امور ربطى به تو ندارد و لازم نيست از تو عذر خواسته شود ، و نوشتى كه با گروهى از مهاجران و انصار به نبرد من مىآيى .
هجرت از روزى پايان يافت كه برادرت « يزيد » در فتح مكه اسير شد . پس اگر در ملاقات با من شتاب دارى ، دست نگهدار ؛ زيرا اگر من به ديدار تو بيايم