تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 512

مساهمون:

ص٥١٢
اصرار فراوان كرده و امام ناگزير پذيرفت و اين شرط را گذاشت كه هيچ درهمى را براى خود برنگزيند و خود را با ديگران كاملا يكسان قرار دهد . « 1 » شايد اين شرط در وهله نخست كمى شگفت به نظر آيد ؛ اما گويا امام مىخواست به طلحه و زبير بفهماند كه او هيچ‌گونه ويژگى و برترى براى خود قرار نداده و در نتيجه آنان نيز در صورت بيعت از هيچ‌گونه ويژگى و برترى برخوردار نخواهند شد . ( و إنّكما ممّن أرادني و بايعني ) شما با شرط پايبندى به مساوات بين همه مسلمانان در حقوق و تكاليف با من بيعت كرديد پس حال چه شده كه پيمان مىشكنيد . « 2 » همه مردم از روى باور و ايمان و نه ترس يا طمع با امام بيعت كردند . امام با طلحه و زبير چنين احتجاج مىكند . ( و إنّ العامّة لم تبايعني لسلطان غالب و لا لعرض حاضر ) چرا با من به عنوان خليفه بيعت كرديد ؟ و مگر اين بيعت از روى اختيار نبود ؟ پس چرا اكنون پيمان مىشكنيد و معصيت خدا را مىكنيد ؟ حال نيز دير نشده و مىتوانيد توبه كنيد و بخشش بخواهيد . ( فإن كنتما بايعتماني طائعين . . . بعد إقراركما به ) اگر ادعا مىكنيد كه از روى اجبار بيعت كرده‌ايد ، چه كسى شما را مجبور ساخته بود ؟ و اگر از ترس با من بيعت كرديد ، چه چيزى شما را ترسانده بود ؟ و چگونه اين مشكل تنها براى شما پيش آمده ؛ درحالىكه شما از ديگران نيرومندتر و بانفوذتر هستيد . به هررو
هامش
- و عتب العاتب و إن تركتموني فأنا كأحدكم و لعلّي أسمعكم و أطوعكم لمن ولّيتموه أمركم و أنا لكم وزيرا خير لكم منّي أميرا » نهج البلاغه : خطبه 92 . ( 1 ) . نك : تاريخ طبرى : 5 / 156 . ( 2 ) . نك : نهج البلاغه : خطبه 31 .