تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 509

مساهمون:

ص٥٠٩

ترجمه

پس از ياد خدا و درود ، شما مىدانيد - گرچه پنهان مىداريد - كه من براى حكومت در پى مردم نرفته تا آنان به سوى من آمدند و من قول بيعت نداده تا آن‌كه آنان با من بيعت كردند و شما دو نفر از كسانى بوديد كه مرا خواستند و بيعت كردند . همانا بيعت عموم مردم با من نه از روى ترس قدرتى مسلّط بود و نه براى به دست آوردن متاع دنيا . اگر شما دو نفر از روى ميل و انتخاب بيعت كرديد تا دير نشده [ از راهى كه در پيش گرفته‌ايد ] باز گرديد و در پيشگاه خدا توبه كنيد . و اگر در دل با اكراه بيعت كرديد خود دانيد ، زيرا اين شما بوديد كه مرا در حكومت بر خويش راه داديد ، اطاعت از من را ظاهر ، و نافرمانى را پنهان داشتيد . به جانم سوگند شما از ساير مهاجران سزاوارتر به پنهان داشتن عقيده و پنهان‌كارى نيستيد . اگر در آغاز بيعت ، كنار مىرفتيد [ و بيعت نمىكرديد ] آسان‌تر بود كه بيعت كنيد و سپس به بهانه‌اى سرباز زنيد . شما پنداشته‌ايد كه من كشنده عثمان مىباشم ، بياييد تا مردم مدينه بين من و شما داورى كنند ، آنان كه نه از من طرفدارى كرده و نه به يارى شما برخاسته ، سپس هركدام به اندازه جرمى كه در آن حادثه داشته ، مسؤوليّت آن را پذيرا باشد . اى دو پيرمرد ، از آنچه در انديشه داريد باز گرديد ، هم‌اكنون بزرگ‌ترين مسئله شما ، عار است ، پيش از آن‌كه عار و آتش خشم پروردگار ، دامنگيرتان گردد . با درود .

واژه‌شناسى

السلطان الغالب : ترس و هراس . العرض الحاضر : رغبت و تشويق .