تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 503

مساهمون:

ص٥٠٣
( و إيّاك و الاستئثار بما النّاس فيه أسوة ) زمامداران نبايد خود را سرور و مردم را برده بپندارند و بايد همه تلاش خود را براى تأمين نيازهاى مردم به كار بندند و خود را همسان ضعيف‌ترين مردم سازند . امام در جاى ديگرى مىفرمايد : « خداوند بر پيشوايان حق ، واجب كرده كه خود را با مردم ناتوان همسو كنند تا فقر و ندارى ، تنگدست را به هيجان نياورد و به طغيان نكشاند . » « 1 » بنابراين حاكمى كه ويژگىهايى براى خود تعيين كرده و خود را از مردم جدا سازد ، گردنكش و دشمن خدا و انسانيت به شمار مىرود . ( و التّغابي عمّا تعنى به ممّا قد وضح للعيون . . . للمظلوم ) منظور از « عما تعنى به » آن است كه تو در برابر خدا و مردم مسئول هستى . امام مىگويد كه اگر ستمى از سوى كارمندان تو نسبت به مردم رخ دهد و تو از آن آگاه شوى و به روى خود نياورى ، تو در برابر آن مسئول هستى و خداوند از تو بازخواست خواهد كرد . ( املك حميّة أنفك ) تكبر و بزرگ‌بينى ناشى از مقام و منصب را ترك كن . ( و سورة حدّك ) خشم خود را فروگير و در اين مواقع خودنگهدار باش . ( و سطوة يدك ) آزار خود را از ديگران بازدار . ( و غرب لسانك ) زبان خود را در گفتن هرسخنى آزاد و رها نساز . ( حتّى يسكن غضبك فتملك الاختيار . . . ) هيچ‌كارى به هنگام خشم نكن ؛ زيرا نادانى و گمراهى در اين مواقع بر عقل تو چيره مىشود و بىگناهان را كيفر داده و سخنان گزاف به زبان آورده و پا از حد خود فراتر نهاده و راه آسيب دشمن را به خود مىگشايى و در هرحال به ياد زمان بازخواست خدا از خويش در قيامت باش .
هامش
( 1 ) . « إنّ اللّه تعالى فرض على أئمّة - العدل أن يقدّروا أنفسهم بضعفة النّاس - كيلا يتبيّغ بالفقير فقره » خطبه 205 .