ستيزهجويى نمايى و يا در كارهاى واضح و آشكار كوتاهى كنى ، تلاش كن تا هركارى را در جاى خود ، و در زمان مخصوص به خود ، انجام دهى . مبادا هرگز در آنچه كه با مردم مساوى هستى امتيازى خواهى ، از امورى كه بر همه روشن است ، غفلت كنى ، زيرا بههرحال نسبت به آن در برابر مردم مسئولى ، و به زودى پرده از كارها يكسو رود ، و انتقام ستمديده را از تو بازمىگيرند .
باد غرورت ، جوشش خشمت ، تجاوز دستت ، تندى زبانت را در اختيار خود گير ، و با پرهيز از شتابزدگى ، و فروخوردن خشم ، خود را آرامش ده تا خشم فرونشيند و اختيار نفس در دست تو باشد . و تو بر نفس مسلّط نخواهى شد مگر با ياد فراوان قيامت ، و بازگشت به سوى خدا .
واژهشناسى
التزيّد : انجام كارى بيش از حد لازم .
منّ عليه : خدماتش را برشمرد .
التسقّط : كاهلى .
اللجاجة : نهايت سركشى .
الاستئثار : استبداد .
التغابى : تجاهل .
الحمية : تعصب .
السورة : شدت و تندى .
غرب اللسان : تيزى زبان .
بادرة اللسان : لغزشهاى زبان .