تنكّرت أو الوهن عنها إذا استوضحت فضع كلّ أمر موضعه و أوقع كلّ أمر موقعه .
و إيّاك و الاستئثار بما النّاس فيه أسوة و التّغابي عمّا تعنى به ممّا قد وضح للعيون فإنّه مأخوذ منك لغيرك و عمّا قليل تنكشف عنك أغطية الأمور و ينتصف منك للمظلوم املك حميّة أنفك و سورة حدّك و سطوة يدك و غرب لسانك و احترس من كلّ ذلك بكفّ البادرة و تأخير السّطوة حتّى يسكن غضبك فتملك الاختيار و لن تحكم ذلك من نفسك حتّى تكثر همومك بذكر المعاد إلى ربّك . ( 27 ) »
ترجمه
مبادا هرگز دچار خودپسندى گردى و به خوبىهاى خود اطمينان كنى ، و ستايش را دوست داشته باشى ، كه اينها همه از بهترين فرصتهاى شيطان براى هجوم آوردن به توست ، و كردار نيك نيكوكاران را نابود سازد . مبادا هرگز با خدمتهايى كه انجام دادى بر مردم منّت گذارى ، يا آنچه را انجام دادهاى بزرگ بشمارى يا مردم را وعدهاى داده ، سپس خلف وعده نمايى .
منّت نهادن ، پاداش نيكوكارى را از بين مىبرد ، و كارى را بزرگ شمردن ، نور حق را خاموش گرداند ، و خلاف وعده عمل كردن ، خشم خدا و مردم را بر مىانگيزاند كه خداى بزرگ فرمود : « دشمنى بزرگ نزد خدا آنكه بگوييد و عمل نكنيد »
مبادا هرگز در كارى كه وقت آن فرانرسيده شتاب كنى يا در كارى كه وقت آن رسيده سستى ورزى و يا در چيزى كه ( حقيقت آن ) روشن نيست