تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣
( و أمّا بعد فلا تطوّلنّ احتجابك عن رعيّتك . . . يشاب الحقّ بالباطل ) والى ممكن است براى انجام برخى كارها يا استراحت ، از چشم مردم پنهان شود و از آنان فاصله گيرد ؛ اما او حق ندارد همه اوقات از مردم فاصله گرفته و اين جز نشانه تكبر و بدرفتارى وى نيست . افزون بر آن جلوگيرى از ارتباط مردم با والى سبب مىشود كه دربانان و نديمان ، خردمندان و نخبگان مردم را از رسيدن به والى و سخن گفتن با وى منع كنند و اين به معناى تحقير افراد بزرگ و بزرگداشت افراد كوچك است . ( و إنّما الوالي بشر لا يعرف ما توارى عنه النّاس به من الأمور . . . ) در صورتى كه والى در مدت زمانى طولانى از چشم مردم دور بماند ، آنان به او گمان بد خواهند كرد . ( و ليست على الحق سمات تعرف بها ضروب الصّدق من الكذب ) نشانه‌اى براى توجيه تأخير طولانى والى و غيبت وى وجود ندارد . ( و إنّما أنت أحد رجلين إمّا امرؤ سخت نفسك بالبذل في الحقّ . . . ) انسان نيكوكار آرزو مىكند كه جايگاه نيكى نزد خدا و مردم داشته باشد و از انجام هرخدمتى به بندگان خدا شاد گشته و آن را نعمتى از سوى خدا مىشمرد . برخى نيز در نقطه مقابل با نيازمندان بدرفتارى كرده و علاقه‌اى به نيكوكارى ندارند . مردم به‌طور طبيعى به افراد گونه نخست توجه كرده و به سراغشان مىروند و از مراجعه به افراد دسته دوم گريزان و فرارى هستند . ( مع أنّ أكثر حاجات النّاس إليك ممّا لا مئونة فيه عليك . . . ) برآورده ساختن بسيارى از نيازهاى مردم به زحمت و تلاش زيادى نياز ندارد و حاكم نيز نيروى كافى براى احقاق حقوق مردم و رفع نيازهايشان را دارد . بنابراين بهانه‌اى براى امتناع از