نيز : « به خدا سوگند كه پيامبر خدا در رفع حاجت مؤمنان بيش از خود آنها تلاش مىكرد . » « 1 » از سوى ديگر نيتهاى آدميان ، راه رفتن آنها به بهشت و جهنم است . « 2 »
( و ليكن في خاصّة ما تخلص به للّه دينك . . . ) انواع و گونههاى مختلفى از حق وجود دارد . حق در نسبت با خدا و مردم به سهگونه تقسيم مىشود :
1 - حقوقى كه تنها از آن خداوند است ؛ مانند عبادت كه تنها براى خدا انجام مىشود : ( إقامة فرائضه الّتي هي له خاصّة ) .
2 - برخى حقوق تنها براى مردم است ؛ مانند حق لغو معاملهاى در صورت وجود مشكلى .
3 - حقوقى كه براى خدا و مردم بهطور يكسان وجود دارد ؛ مانند حقى كه در برابر دزدى ، براى خدا و مردم پديد مىآيد . خدا فرمان به اجراى حد داده است و فرد مالباخته نيز حق پس گرفتن مال خود را دارد . حقوق رعيت بر والى نيز از اين نوع است ؛ زيرا خداوند ، خود اين حقوق را وضع كرده است و از سوى ديگر خير و مصلحت بندگان خدا در اين حقوق است .
هامش
( 1 ) . نك : الكافى : 2 / 195 ح 10 ؛ وسائل الشيعة : 16 / 359 ح 21758 ؛ بحار الانوار : 71 / 28 ح 399 ؛ شرح اصول كافى : 9 / 80 ح 10 .
( 2 ) . « بالنيات يدخل اهل الجنة الى الجنة ، و اهل النار الى النار و بها يخلدون » اعانة الطالبين : 4 / 159 ؛ مجمع الزوائد : 10 / 398 ؛ كنز العمال : 2 / 229 ؛ فتح البارى : 11 / 360 ؛ كتاب السنة ، ابن ابى عاصم : 391 ؛ صحيح ابن حبان : 1 / 410 ؛ كنز العمال : 14 / 505 ؛ تفسير ابن كثير : 2 / 229 .