مردم از او پوشيده دارند نمىداند ، و حق را نيز نشانهاى نباشد تا با آن راست از دروغ شناخته شود و تو بههرحال يكى از آن دو نفر مىباشى : يا خود را براى جانبازى در راه حق آماده كردهاى كه در اين حال ، نسبت به حقّ واجبى كه بايد بپردازى يا كار نيكى كه بايد انجام دهى ترسى ندارى ، پس چرا خود را پنهان مىدارى و يا مردى بخيل و تنگنظرى ، كه در اين صورت نيز مردم چون تو را بنگرند مأيوس شده از درخواست كردن بازمانند . با اينكه بسيارى از نيازمندىهاى مردم ، رنجى براى تو نخواهد داشت ، كه شكايت از ستم دارند يا خواستار عدالتند ، يا در خريد و فروش خواهان انصافند .
واژهشناسى
يعيا : ناتوان مىشود .
صدر عن الشىء : از او بازگشت .
صدر الى الشىء : به سويش رفت .
صدر منه الشىء : آن كار را انجام داد .
تحرج : از ريشه « حرج » به معناى دشوارى .
اجزل : بزرگتر و بيشتر .
الشعبة : گروه و طايفه .
السمات : نشانهها .
ساختار ادبى
امور : مبتدا است و خبر آن حذف شده و در اصل چنين بوده است :
« هناك امور » .