ما فيه : « ما » موصول است و اسم « ان لكل » قرار گرفته است و « فيه » صله آن است .
كاملا : حال است .
غير مثلوم : صفت براى « كامل » است .
بالغا : حال است .
ما بلغ : مفعول براى « بالغ » است .
كصلاة اضعفهم : كاف به معناى مثل و صفت براى مفعول مطلق محذوف است .
شرح و تفسير
( ثمّ أمور من أمورك لا بدّ لك من مباشرتها . . . صدور أعوانك ) وظايف و مسئوليتهاى بزرگى بر عهده والى است كه نبايد در انجام آنها كاهلى و سستى كند و براى انجام درست آنها به عقل و صبر نياز دارد . گاه در حين انجام كار مهمى ، مشكل بزرگ ديگرى پديد آمده كه والى را به خود مشغول مىكند و در اين موارد جز صبر و تأمل ، كار ديگرى سودى ندارد . برخى از كارها را نيز والى خود بايد به تنهايى انجام دهد و نمىتواند به وزيران و مديران ، اعتماد كند .
( و أمض لكلّ يوم عمله ) كارهاى امروز را به فردا نسپار و در انجام آنها سستى نكن كه در غير اين صورت ، كارها بر دوش تو تلنبار شده و زمان را براى انجام به موقع آنها از دست مىدهى . اگر چندين كار يكباره بر دوش تو جمع شد ، از كار مهمتر شروع كن . ( فإنّ لكلّ يوم ما فيه ) برخى كارها حتما