تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
و نزد خود احتكار كنند . هيچ سخنى براى آنان سنگين‌تر از عدل و مساوات نيست . امروز نيز اين‌گونه افراد در بين ما فراوانند . امام سپس به فوايد در نظر گرفتن اكثريت مىپردازد . ( و إنّما عماد الدّين و جماع المسلمين و العدّة للأعداء . . . ) دين به اكثريت مردم توجه دارد ؛ چه اين‌كه اگر دين به گروه اشراف اختصاص يابد ، آن را پيرو خواسته‌هاى خويش ساخته و از آن براى پيشبرد اهداف خود بهره مىبرند : « و اگر حق از هوس‌هاى آنها پيروى مىكرد ، قطعا آسمان‌ها و زمين و هركه در آنهاست تباه مىشد ؛ بلكه يادنامه‌شان را به آنان داده‌ايم ولى آنها از [ پيروى ] يادنامه خود رويگردانند . » « 1 » مستضعفان و ستمديدگان ، زمينه مناسب رشد و گسترش اسلام هستند ؛ چرا كه آنان شيفته زندگى در سايه حق و عدالت و مساوات هستند و اسلام ضامن تحقق اين آرزوهايشان است . آنان معمولا اكثريت هر ملت و جامعه‌اى را تشكيل مىدهند . ازاين‌رو امام از آنان با عنوان عموم مردم و اكثريت مسلمانان ياد كرده است . تاريخ از جنايات و فجايع فراوانى حكايت مىكند كه اشراف و بزرگان به نام دين انجام داده‌اند . آنان خود را دارنده آسمان و زمين مىشمرند و به خود اجازه انجام هركارى را مىدهند . كارهاى زشت آنان سبب شد كه ماركس از دين به عنوان افيون توده‌ها ياد كند . برخى فيلسوفان قرون وسطى نيز گفته بودند كه بايد حق را از دين جدا ساخت و همه مظاهرقدرت را از آن گرفت و به گروه اندكى از جامعه اجازه نداد كه به نمايندگى از خدا بر همگان چيره شده و به آنان ستم روا دارند .
هامش
( 1 ) .وَ لَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْواءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ وَ مَنْ فِيهِنَّ بَلْ أَتَيْناهُمْ بِذِكْرِهِمْ فَهُمْ عَنْ ذِكْرِهِمْ مُعْرِضُونَمؤمنون / 23 : 17 .