العامة : خبر « عماد الدين » است .
تغاب عليه : فعل امر است .
شرح و تفسير
( و ليكن أحبّ الأمور إليك أوسطها في الحقّ ) واژه « اوسط » در اينجا به معناى ميانهرو است . اعتدال و ميانهروى به معناى به كارگيرى حق هر شخصى در جاى خويش است و اينكه انسان بين حقوق خود و ديگران تعادل برقرار كند . بنابراين حاكم ، حق دارد كه مردم را به اطاعت وادارد ؛ اما در زمينههايى كه به سود و نفع عمومى آنها مرتبط است . حاكم همچنين بايد درخواستهاى معقول مردم را اجابت كند و درعينحال اين درخواستها نيز نبايد قدرت و سلطه او را نقض كنند . اينگونه است كه توازن و تعادل بين حقوق مختلف برقرار مىشود .
( و أعمّها في العدل ) حاكم بايد بنا به مصلحت همه افراد جامعه عمل كند و اگر نتواند ، دست كم بايد مصلحت اكثريت را در نظر گيرد . ( فإنّ سخط العامّة يجحف برضى الخاصّة ) اگر اقليتى از حاكم بخواهند كه حقوق اكثريت را نقض كرده و به آنان بدهد ، او نبايد بپذيرد . اين كار از منظر دينى ستم و ظلم به شمار رفته و از منظر سياسى نيز به خشم عمومى مردم و سقوط حكومت مىانجامد . خشنودى گروه اندكى از مردم ، مانع اعتراض و شورش اكثريت نيست ؛ اما ناخشنودى اين گروه اندك در كنار رضايت عمومى آسيبى به حكومت نمىرساند : ( و إنّ سخط الخاصّة يغتفر مع رضى العامّة ) .
منتسكيو در كتاب « روح القوانين » به تقسيم انواع حكومتها پرداخته است . حكومتها از منظر او به دستههاى زير تقسيم مىشوند :