تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
1 - حكومت مستبد كه يك فرد بدون قانون و نظام بر آن حكومت مىكند و همگان را به پذيرش خواسته‌هايش وامىدارد . 2 - حكومت پادشاهى كه يك نفر برمبناى قوانينى مشخص و ثابت حكومت مىكند . 3 - حكومت نخبگان كه گروهى خاص در رأس آن هستند . 4 - حكومت مردم‌سالار كه ملت طى سازوكارى در حكومت شريك هستند . همه ملت‌ها خواهان حكومت مردم‌سالار هستند و همه فيلسوفان و خيرخواهان بشريت به آن ايمان دارند و در همه قوانين اساسى كشورها در شرق و غرب به آن تصريح شده است . امام نيز در اين بند از سخنانشان به اين شيوه حكومت اشاره دارند : « فإنّ سخط العامّة يجحف برضى الخاصّة و إنّ سخط الخاصّة يغتفر مع رضى العامّة » . معناى اين عبارت آن است كه حاكم در حقيقت وكيل و نماينده مردم در تأمين اهداف و نيازهايشان است . او نماينده قدرت مردم و نه مالك آن است و او تا زمانى در منصب حكومت مىماند كه امين و مخلص باشد . امام در ادامه نامه به بدىها و عيوب اشراف مردم اشاره مىكند . آنان از راه وراثت يا مقام و يا ثروت بر ديگران چيره مىشوند و آنان را زيردست خود مىشمارند . ( و ليس أحد من الرّعيّة أثقل على الوالي مئونة في الرّخاء . . . ) اين گروه هيچ سودى ندارند و تنها با اصرار بر خواسته‌هاى پايان‌ناپذيرشان به حاكم فشار وارد مىكنند . رعيت از نظر آنان بردگانى هستند كه بايد در نهايت بدبختى و بيچارگى بمانند و شب و روز كار كنند تا آنان ثروت بيشتر اندوخته