تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨

شرح و تفسير

هيچ‌يك از شارحان به نام كارگزارى كه اين نامه خطاب به او است ، اشاره نكرده‌اند . دانستن نام او نيز فايده چندانى ندارد تا به تلاش در اين‌باره بپردازيم . از عبارات امام به دست مىآيد كه اين نامه خطاب به يكى از بندگان نيكوكار خداوند و شخصى شجاع و مصمم نگاشته شده است . ( فإنّك ممّن أستظهربه على إقامة الدّين ) امام همه شب و روز خود را به رسيدگى به مصالح مردم اختصاص داده و اين‌چنين اخبار كارگزارانش را پيگيرى مىكند و نيكوكاران را ستوده و بدكاران را نكوهش مىكند . ( و اخلط الشّدّة بضغث من اللّين ) در برخورد با مردم ، راه ميانه‌روى در پيش گير و با آنان نه با شدت و سختى فراوان و نه با مدارا و مهربانى بيش از اندازه برخورد كن ؛ بلكه راهى در بين اين دو در پيش گير و بدان كه راه مدارا براى دين و دنياى تو از راه خشونت مناسب‌تر است . پيامبر خدا مىفرمايد : « مدارا در هرجايى زينت‌بخش است و ترك آن در هرجايى مايه زشتى است . » « 1 » خشونت تنها در برخورد با خشونت سزاوار است و آن هم در جايى كه هيچ راه ديگرى براى برخورد با آن وجود نداشته باشد . مىگويند در زمان‌هاى قديم پادشاهى بود كه در بين مردم مىنشست و نوشته‌اى پشت سرش نصب كرده كه در آن آمده بود : اين‌جا قاطعيت بدون خشونت و نرمى بدون سستى
هامش
( 1 ) . « ان الرفق لم يوضع على شى الا زانه ، و لا نزع من شى الا شانه » الكافى : 2 / 119 ح 6 ، و 648 ح 1 ؛ وسائل الشيعة : 2 / 498 ح 2741 ؛ بحار الانوار : 16 / 258 ح 43 .