خود قرار داده و در گروهى است كه ترس از معاد خواب را از چشمانشان ربوده و پهلو از بسترها گرفته و لبهايشان به ياد پروردگار در حركت و گناهان را با استغفار طولانى زدودهاند : « آنان حزب خداوند هستند و همانا حزب خدا رستگار است . » پس ، از خدا بترس اى پسر حنيف و به قرصهاى نان خودت قناعت كن تا تو را از آتش دوزخ رهايى بخشد .
واژهشناسى
الجشوبة : سختى و ناگوارى .
تقمّمها : خوردن بازمانده غذاى مردم .
تكترش : معده و روده خود را پر از غذا مىكنى .
اعتسف الطريق : بدون آگاهى و هدايت در راهى پا گذاشت .
المتاهة : مكان حيرت و سرگشتگى .
الوقود : در صورت مفتوح بودن به معناى مواد اشتعالزا مىآيد و حالت مضموم آن نيز مصدر به معناى اشتعال است .
الصنو : برادر و دوست صميمى .
الصنوان : دو شاخه از يك اصل و تنه .
الذراع : ساعد كه از آرنج تا نوك انگشتان را شامل مىشود .
العضد : بازو كه از آرنج تا كتف را شامل مىشود .
تظاهرت على قتالى : در جنگ با من همديگر را يارى كردند .
المعكوس : دگرگون .
حبّ الحصيد : دانههاى گياهان درو شده .