پنهان شدهاند . اى دنيا به خدا سوگند اگر شخصى ديدنى بودى و قالب محسوس داشتى ، حدود خدا را بر تو جارى مىكردم ؛ به جهت بندگانى كه آنها را با آرزوهايت فريب دادى و ملّتهايى كه آنها را به هلاكت افكندى و قدرتمندانى كه آنها را تسليم نابودى كردى و هدف انواع بلاها قرار دادى كه ديگر راه پس و پيش ندارند ؛ امّا هيهات كسى كه در لغزشگاه تو قدم گذارد ، سقوط خواهد كرد و آن كس كه بر امواج تو سوار شد ، غرق گرديد . كسى كه از دامهاى تو رهايى يافت ، پيروز شد . آن كس كه از تو به سلامت گذشت ، نگران نيست كه جايگاهش تنگ است ؛ زيرا دنيا در پيش او چونان روزى است كه گذشت . از برابر ديدگانم دور شو ، سوگند به خدا ، رام تو نگردم كه خوارم سازى و مهارم را به دست تو ندهم كه هركجا خواهى مرا بكشانى . به خدا سوگند كه تنها اراده خدا در آن است .
چنان نفس خود را به رياضت وادارم كه به يك قرص نان ، هرگاه بيابم شاد شود و به نمك به جاى نان خورش قناعت كند و آن قدر از چشمها اشك ريزم كه چونان چشمهاى خشك درآيد و اشك چشمم پايان پذيرد . آيا سزاوار است كه چرندگان ، فراوان بخورند و راحت بخوابند و گله گوسفندان پس از چرا كردن به آغل رو كنند و على نيز [ همانند آنان ] از زاد و توشه خود بخورد و استراحت كند . چشمش روشن باد كه پس از ساليان دراز ، چهارپايان رها شده و گلههاى گوسفندان را الگو قرار دهد . خوشا به حال آن كس كه مسئوليّتهاى واجب را در پيشگاه خدا به انجام رسانده و در راه خدا هرگونه سختى و تلخى را به جان خريده و به شب زندهدارى پرداخته است و اگر خواب بر او چيره شده ، بر روى زمين خوابيده و كف دست را بالين
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 346
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٣٤٦