برخى نيز به امام طعنه مىزدند . در شرح خطبه چهل و چهار اشاره شد كه مصقلة بن هبيرة از اين دسته افراد بود . او كارگزار آن حضرت در سرزمينى به نام « اردشير خرّه » « 1 » بود . امام خبردار شد كه وى اموال مسلمانان را از آنان بازداشته و بين خويشاوندان و افراد قبيلهاش تقسيم مىكرد . آن حضرت برايش نامهاى نوشت و به او يادآور شد كه اين اموال از آن مسلمانان است كه آن را با تلاش و زحمت به دست آوردهاند و تو كارگزار آنان بر اين اموال هستى و نبايد در محافظت از آنها كاهلى كنى و همچنين بايد نسبت به امنيت و دفاع از آنان حريص باشى . اموال مسلمانان را بايد برپايه حق و عدل و نه شهوت و هواى نفس تقسيم كنى و نبايد خويشاوندان و اطرافيان خود را بر مجاهدان و تلاشگران برگزينى .
( لئن كان ذلك حقّا لتجدنّ لك عليّ هوانا . . . ) تو را كيفرى به اندازه گناهت خواهم داد كه هرضعيفى نزد من گرامى است تا آنجا كه حق او را باز پس گيرم و هرقدرتمندى نزد من ضعيف است تا حق را از او بستانم . « 2 » ( و لا تصلح دنياك بمحق دينك فتكون من الأخسرين أعمالا ) چگونه از راه ستم و حرام در پى كسب ثروت و مقام هستى و خشم و عذاب خداوند را ناديده گرفتهاى ؟
( ألا و إنّ حقّ من قبلك و قبلنا من المسلمين في قسمة هذا الفيء سواء . . . ) بهره مسلمانان از اموال عمومى همانند بهرهشان از آب است كه همه از بزرگ و
هامش
( 1 ) . اين منطقه در فارس قرار دارد و شامل شهرهاى بزرگى مانند شيراز مىشد . نك : معجم البلدان :
1 / 146 ، فتوح البلدان : 2 / 476 .
( 2 ) . « الذليل عندى عزيز حتى اخذ الحق له ، و القوى عندى ضعيف حتى اخذ الحق منه » نك : شرح خطبه : 37 .