شرح و تفسير
برخى از شارحان به شرح اين نامه نپرداختهاند . ابن ابى الحديد نيز تنها به نقل برخى از نكات جالب توجه درباره كارگزاران و قاضيان پرداخته است .
يكى از آن موارد به اين شرح است كه روزى مردى چراغى را به مغيرة بن شعبه هديه داد و مرد ديگرى نيز به او استرى بخشيده بود تا آنكه روزى اختلافى بين آن دو پيش آمد و آنان نزد مغيرة رفتند . مرد نخست به وى گفت كه ادعاى من از چراغ روشنتر است و اين سخن را چند بار تكرار كرد تا آن كه مغيره به وى پاسخ داد كه استر با پاى خود به چراغ ضربه زد و آن را شكست . « 1 » شيخ محمد عبده مىنويسد : « منظور از كارگزار در اين نامه همان كارگزاريست كه نامه بعدى نيز خطاب به اوست و او عبد اللّه بن عباس است . » « 2 » ( و اخزيت امانتك ) تو پيش از اين نزد ما امانتدار بودى و با اين كار خود ، ديگر به تو اطمينانى نيست و اكنون خائن گشتهاى . ( بلغني أنّك جرّدت الأرض فأخذت ما تحت قدميك ) بيت المال را از آن خود كردى و آن را به نادرستى مصرف كردى .
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه : 16 / 165 .
( 2 ) . شرح نهج البلاغه : 3 / 64 .