با چشم خود به ديگران اشاره كنند . « 1 » سرانجام عثمان در دوره خلافتش ، عبد اللّه را والى مصر ساخت و عبد اللّه در آنجا ظلم و ستم فراوان كرد . در نتيجه گروهى از مصريان عليه او شوريدند و از عثمان خواستند كه حاكم عادلى را به جاى او برگزيند . امام در آغاز اين نامه به اين ماجرا اشاره دارد .
( الّذين غضبوا للّه حين عصي في أرضه و ذهب بحقّه . . . ) منظور از عصيان در اين بند ، پافشارى بر كارهاى بد و رويگردانى از نيكى است كه عبد اللّه بن سعد چنين خصلتى داشت و اين موجب شورش مصريان عليه خليفه گشت .
( فقد بعثت إليكم عبدا من عباد اللّه لا ينام أيّام الخوف ) امام در اين بند به توصيف مالك اشتر پرداخته است . او در تدبير و شجاعت و دين و ايمان و اخلاص در گفتار و كردار ، شهره و معروف بود . ( فاسمعوا له و أطيعوا أمره فيما طابق الحقّ فإنّه سيف من سيوف اللّه ) ابن ابى الحديد درباره لقب « سيف اللّه » به معناى شمشير خدا مىنويسد : « اين لقب از آن خالد بن وليد است و در اينباره اختلاف شده كه چه كسى او را به اين نام خواند . برخى گفتهاند كه اين نام را پيامبر بر او نهاد ؛ اما نظر درست آن است كه ابو بكر پس از جنگ خالد با مرتدان و كشتن مسيلمة به او اين لقب را داد . » « 2 » سخن ديگر مورخان نيز نظر ابن ابى الحديد را تأييد مىكند . ابن اثير در جلد دوم كتاب « الكامل »
هامش
( 1 ) . نك : سنن ابى داود : 2 / 220 ؛ انساب الاشراف : 5 / 49 ؛ مستدرك الحاكم : 3 / 100 ، الاستيعاب :
1 / 381 و 3 / 918 ؛ الاصابة : 2 / 370 ؛ تفسير قرطبى : 7 / 40 و 15 / 303 ؛ اسد الغابة : 3 / 173 ؛ الاصابة : 2 / 317 ؛ تفسير شوكانى : 2 / 134 ؛ الدر المنثور : 7 / 282 ؛ السنن الكبرى ، بيهقى : 8 / 205 ح 16656 ؛ سنن نسائى : 7 / 106 ؛ معتصر المختصر : 1 / 219 .
( 2 ) . شرح نهج البلاغه : 16 / 158 .