تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
به خشم آمدند ؛ آن هنگام كه ديگران خدا را در زمين نافرمانى و حق او را نابود كردند ؛ پس ستم ، خيمه خود را بر سر نيك و بد ، مسافر و حاضر ، و بر همگان برافراشت ؛ نه معروفى ماند كه در پناه آن آرامش يابند و نه كسى از زشتىها نهى مىكرد . پس از ستايش پروردگار ، من بنده‌اى از بندگان خدا را به سوى شما فرستادم كه در روزهاى وحشت نمىخوابد و در لحظه‌هاى ترس از دشمن روى نمىگرداند . بر بدكاران از شعله‌هاى آتش تندتر است . او مالك پسر حارث مذحجى است . آن‌جا كه با حق است ، سخن او را بشنويد و از او اطاعت كنيد . او شمشيرى از شمشيرهاى خداست كه نه تيزى آن كند مىشود و نه ضربت آن بىاثر است . اگر شما را فرمان كوچ كردن داد ، كوچ كنيد و اگر گفت بايستيد ، بايستيد كه او در پيش‌روى و عقب‌نشينى و حمله ، بدون فرمان من اقدام نمىكند . مردم مصر ، من شما را بر خود برگزيدم كه او را براى شما فرستادم ؛ زيرا او را خيرخواه شما ديدم و سرسختى او را در برابر دشمنانتان پسنديدم .

واژه‌شناسى

السرادق : خيمه . يستراح اليه : به آن عمل مىشود . لا ينكل : بازنمىگردد . الروع : ترس و هراس . الظبّة : تيزى شمشير . نبا السيف : كندى شمشير به گونه‌اى كه زخم برجاى نمىگذارد . الضريبة : كسى كه به او ضربه وارد شده باشد .