بن صبابة « 1 » را داد ؛ هرچند به پرده كعبه پناه برده باشند . عثمان ابتدا برادرش را پنهان ساخت و سپس به همراه او نزد پيامبر آمد و از او برايش امان خواست . پيامبر ابتدا از عثمان رو برگردانيد و عثمان خواستهاش را سه بار تكرار كرد . آنگاه پيامبر مدتى طولانى سكوت كرد و هيچ نگفت و سرانجام به او امان داد . آنگاه به حاضران گفت : دربار نخست و دوم سكوت گزيدم تا يكى از شما برخاسته و حكم اعدام را بر عبد اللّه بن سعد اجرا كند . يكى از انصار به پيامبر گفت : اى پيامبر خدا ، چرا به من اشاره نكردى تا فرمانت را به جا آورم ؟ آن حضرت فرمود : براى پيامبران جايز نيست كه مخفيانه و پنهانى
هامش
- برايش آماده كند و خود خوابيد و چون برخواست و غذا را آماده نيافت ، آن مرد انصارى را كشت و خود نيز مرتد گشت . ازاينرو پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمان كشتنش را داد . نك : السيرة النبوية ، ابن هشام :
3 / 544 ؛ تاريخ دمشق : 5 / 411 ؛ تفسير ثعالبى : 4 / 318 ؛ تفسير قرطبى : 2 / 352 ؛ تاريخ طبرى :
2 / 336 ؛ البداية و النهاية : 4 / 334 ؛ تاريخ يعقوبى : 2 / 60 ؛ شرح نهج البلاغة ، ابن ابى الحديد :
17 / 276 و 18 / 15 ؛ صحيح بخارى : 2 / 216 ؛ صحيح مسلم : 4 / 111 ؛ سنن ترمذى : 3 / 119 ؛ كنز العمال : 10 / 521 ؛ ميزان الاعتدال : 1 / 50 ح 155 .
( 1 ) . وى مقيس بن صبابة بن حزن بن يسار كنانى قريشى است . وى از شاعران مشهور دوره جاهليت بود و در مكه مىزيست . او از مكه به مدينه نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آمده و اظهار اسلام كرد و ديه برادرش را خواست كه به خطا كشته شده بود . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيز فرمان داد كه ديه او را بدهند . آنگاه پس از مدت كوتاهى ، قاتل برادرش را كشت و از اسلام برگشت و به مكه فرار كرد . نك : مسند ابى يعلى : 2 / 100 ؛ الطبقات الكبرى : 4 / 272 ؛ تفسير مجمع البيان : 3 / 159 ؛ زاد المسير ، ابن الجوزى :
2 / 173 ؛ تفسير الجلالين : 266 ؛ الاصابة : 2 / 477 ؛ فتح القدير : 1 / 501 ؛ تاريخ دمشق : 29 / 31 ؛ اسد الغابة : 4 / 5 .