شيئا : مفعول مطلق براى « اقتتلوا » است .
و كلا و لا : كاف براى تشبيه و به معناى مثل است . نقش كاف در اينجا صفت براى شى و محلا منصوب است . تعبير « و لا و لا » كنايه از سرعت و اندكى است و محلا در اثر اضافه شدن كاف مجرور مىشود .
و لأيا : مفعول مطلق است .
و ما نجا : « ما » از نوع مصدرى است .
الجوازى : فاعل « جزت » است .
عزّة : تمييز است .
متضرّعا : مفعول دوم « تحسبن » است .
شرح و تفسير
معاويه از هرسو به مناطق تحت سرپرستى امام يورش مىآورد . سربازان معاويه به كشتار و غارت مىپرداختند . عقيل به امام نامهاى نوشته و از اين يورشها و جنايات سربازان معاويه سخن مىگويد . امام به وى پاسخ مىدهد : ( فسرّحت إليه جيشا كثيفا من المسلمين فلمّا بلغه ذلك شمّر هاربا ) ضمير « اليه » به فرماندهاى بازمىگردد كه از سوى معاويه به غارت و خرابكارى مشغول بود . شريف رضى و شارحان نهج البلاغه ، او را بسر بن ارطاة دانستهاند . راوندى نيز او را معاويه دانسته است و ابن ابى الحديد اين نظر را به تمسخر گرفته و شگفتآميز دانسته است . « 1 » به هررو معناى اين بند روشن است و امام مىگويد كه گروهى از مجاهدان را براى برخورد با خرابكاران
هامش
( 1 ) . نك : شرح نهج البلاغه : 16 / 152 .