( أمّا بعد فقد بلغني موجدتك من تسريح الأشتر إلى عملك . . . ) چرا از جايگزينى مالك اشتر به جاى تو دلگير شدهاى ؟ آيا مىپندارى كه او نزد من گرامىتر از تو است و يا من تو را به تقصير و كاهلى متهم مىكنم ؟ نه ، چنين نيست ! بلكه حكمت و مصلحت چنين اقتضا كرده است . به علاوه من تو را به كلى عزل نكردم ؛ بلكه قصد داشتم تو را به امارت منطقه ديگرى برگزينم كه تو را خشنود و راضى گرداند و نيز تو را از سختىها و مشقت امارت مصر برهانم .
( إنّ الرّجل الّذي كنت ولّيته أمر مصر كان رجلا لنا ناصحا . . . ) مالك اشتر از ياران مخلص خداوند و من است و تو نيز چنين هستى . معاويه به دليل رشادتهاى مالك اشتر در صفين از او مىهراسد و اگر مصحفها را بر سر نيزه نمىكرد ، مالك در صفين بر او چيره مىگشت و معاويه از ترس شهامت و نيروى مالك ، او را زهرداد . ( فرحمه اللّه فلقد استكمل أيّامه و لاقى حمامه . . . و ضاعف الثّواب له ) ابن ابى الحديد مىگويد كه مالك اشتر بدون شك و ترديد در اثر اين دعاى امام از بخشايش كامل خداوند برخوردار شده و گناهانش همگى زدوده خواهند شد و به بهشت درخواهد آمد ؛ چرا كه تفاوتى بين دعاى پيامبر و امام نيست و خوشا به حال كسى كه على عليه السّلام درباره او چنين دعايى كند . « 1 »
( فأصحر لعدوّك و امض على بصيرتك . . . ) آماده جنگ با دشمن باش و از نيرنگ او برحذر باش و بر دين و ايمانت پافشارى كن و مردم را به جهاد فراخوان و از خدا يارى بخواه كه او ياريگر و بسنده تو است .
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه : 16 / 144 .