خدا و درود ، به من خبر دادهاند كه از فرستادن اشتر به سوى محلّ فرماندارىات ، ناراحت شدهاى . اين كار را به دليل كند شدن و سهلانگارىات يا انتظار كوشش بيشترى از تو انجام ندادم . اگر تو را از فرماندارى مصر عزل كردم ، فرماندار جايى قرار دادم كه اداره آنجا بر تو آسانتر و حكومت تو در آن سامان ، خوشتر است . همانا مردى را فرماندار مصر قرار دادم كه نسبت به ما خيرخواه و به دشمنان ما سختگير و درهم كوبنده بود . خدا او را رحمت كند كه ايّام زندگى خود را كامل و مرگ خود را ملاقات كرد . درحالىكه ما از او خشنود بوديم ، خداوند خشنودى خود را نصيب او گرداند و پاداش او را چند برابر عطا كند . پس براى مقابله با دشمن ، سپاه را بيرون بياور و با آگاهى لازم به سوى دشمن حركت كن و با كسى كه با تو در جنگ است ، آماده پيكار باش . مردم را به راه پروردگارت بخوان و از خدا فراوان يارى خواه كه تو را در مشكلات كفايت مىكند و در سختىهايى كه بر تو فرود مىآيد يارىات مىدهد . ان شاء اللّه .
واژهشناسى
موجدتك : خشم تو .
الجهد : در صورت مفتوح بودن جيم به معناى سختى و مشقت و نيز گشايش و توان است و در صورت مضموم بودن ، معناى توان و روزى اندك مىدهد .
الجدّ : تلاش و كوشش .
جمام : مرگ .
اصحر : ابراز كن .