تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
ليس كلّ عورة تظهرو لا كلّ فرصة تصاب و ربّما أخطأ البصير قصده و أصاب الأعمى رشده . ( 26 ) »

ترجمه

پسرم بدان كه روزى دو قسم است : يكى آن‌كه تو آن را مىجويى و ديگر آن‌كه او تو را مىجويد و اگر تو به سوى آن نروى ، خود به سوى تو خواهد آمد . چه زشت است فروتنى به هنگام نياز و ستمكارى به هنگام بىنيازى ! همانا سهم تو از دنيا آن اندازه خواهد بود كه با آن سراى آخرت را اصلاح كنى . اگر براى چيزى كه از دست دادى ناراحت مىشوى ، پس براى هرچيزى كه به دست تو نرسيده نيز نگران باش . با آن‌چه در گذشته ديده يا شنيده‌اى ، براى آن‌چه كه هنوز نيامده ، استدلال كن ؛ زيرا تحوّلات و امور زندگى همانند يكديگرند . از كسانى مباش كه اندرز سودشان ندهد ؛ مگر با آزردن فراوان ؛ زيرا عاقل با اندرز و آداب پند گيرد و حيوانات با زدن . غم و اندوه را با نيروى صبر و نيكويى يقين از خود دور ساز . كسى كه ميانه‌روى را ترك كند ، از راه حق منحرف مىگردد . يار و همنشين ، چونان خويشاوند است . دوست آن است كه در نهان آيين دوستى را رعايت كند . هواپرستى همانند كورى است . چه بسا دور كه از نزديك ، نزديك‌تر و چه بسا نزديك كه از دور ، دور تر است . انسان تنها ، كسى است كه دوستى ندارد . كسى كه از حق تجاوز كند ، زندگى بر او تنگ مىگردد . هركس قدر و منزلت خويش بداند ، حرمتش باقى است . استوارترين وسيله‌اى كه مىتوانى به آن چنگ زنى ، رشته‌اى است كه بين تو و خداى تو قرار دارد . كسى كه به كار تو اهتمام نمىورزد ، دشمن توست .