تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
الفساد إضاعة الزّاد و مفسدة المعاد و لكلّ أمر عاقبة سوف يأتيك ما قدّر لك التّاجر مخاطر و ربّ يسير أنمى من كثير لا خير في معين مهين و لا في صديق ظنين ساهل الدّهرما ذلّ لك قعوده و لا تخاطر بشيء رجاء أكثر منه و إيّاك أن تجمح بك مطيّة اللّجاج . ( 22 ) »

ترجمه

با نيكان نزديك شو و از آنان باش و از بدان دور شو و از آنان دورى كن . بدترين غذاها ، لقمه حرام و بدترين ستم‌ها ، ستمكارى به ناتوان است . جايى كه مدارا كردن درشتى به حساب آيد ، به جاى مدارا درشتى كن . چه بسا كه دارو بر درد افزايد و بيمارى ، درمان باشد و چه بسا آن كس كه اهل اندرز نيست ، اندرز دهد و نصيحت‌كننده ، دغل‌كار باشد . هرگز بر آرزوها تكيه نكن كه سرمايه احمقان است و حفظ عقل ، پند گرفتن از تجربه‌هاست و بهترين تجربه آنست كه تو را پند آموزد . پيش از آن‌كه فرصت از دست برود و اندوه به بار آورد ، از فرصت‌ها استفاده كن . هر تلاشگرى به خواسته‌هاى خود نرسد و هرپنهان شده‌اى بازنمىگردد . از نمونه‌هاى تباهى ، نابود كردن زاد و توشه آخرت است . هركارى پايانى دارد و به زودى آن‌چه براى تو مقدّر گرديده خواهد رسيد . هربازرگانى خويش را به مخاطره افكند و چه بسا اندكى كه از فراوانى بهتر است . نه در يارى دادن انسان پست ، چيزى وجود دارد و نه در دوستى با دوست متّهم . حال كه روزگار در اختيار تو است آسان گير و براى آن‌كه بيشتر به دست آورى ، خطر نكن . از سوار شدن بر مركب ستيزه‌جويى بپرهيز .
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 247 | محمد جواد مغنية / سامي الغريري الغراوي / محمد جواد معمورى