تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
محمد عبده مىگويد : « هيچ سخنى در رويگردانى از دنيا مؤثرتر از اين سخن نيست كه خواننده بلافاصله با خواندن آن از دنيا احساس بريدگى مىكند . » « 1 » ( و تلافيك ما فرط من صمتك أيسر من إدراكك ما فات من منطقك ) اگر فرصت گفتن سخنى را از دست دادى ، زيان نكرده‌اى ؛ زيرا مىتوانى دوباره آن را بر زبان‌آورى و فرصت از دست‌رفته را جبران كنى ؛ اما لغزش‌هاى زبانى همانند آب بر زمين ريخته‌اى هستند كه جبران آنها به سادگى ممكن نيست . ( و حفظ ما في يديك أحبّ إليّ من طلب ما في يدي غيرك ) قناعت بسيار بهتر از دراز كردن دست نزد ديگران است . ( و مرارة اليأس خير من الطّلب إلى النّاس ) قناعت خود نوعى گنج و بىنيازى است و نوميدى از دارايىهاى مردم ، روح عزت و كرامت در انسان مىآفريند و به او شهامت گفتن حق را مىدهد ؛ چه اين‌كه هركس به خدا پناه برده و از ديگران دست كشد ، خداوند او را اكرام كرده و به او از نعمت‌هايش مىبخشد . امام در جاى ديگرى در اين‌باره مىفرمايد : « بزرگ‌ترين ثروت ، نوميدى از دارايىهاى مردم است . » « 2 » ( و الحرفة مع العفّة خير من الغنى مع الفجور ) سختى به همراه پاكدامنى بهتر از آسايش در كنار انجام حرام و بخل است . ( و المرء أحفظ لسرّه ) هركس راز خود را به ديگرى بگويد ، نبايد براى افشاى آن جز خود را سرزنش كند . امام در جاى ديگرى مىفرمايد : « هركس رازش را پنهان كند ، حق گزينش را براى خويش محفوظ داشته است . » « 3 » ( و ربّ ساع فيما يضرّه ) اگر منظور از زيان در
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه : 3 / 53 . ( 2 ) . « الغنى الأكبر الياس عمّا في أيدي النّاس » نهج البلاغه : حكمت 341 . ( 3 ) . « من كتم سرّه كانت الخيرة بيده » نهج البلاغه : حكمت 161 .