توبه كردن باشى و مرگ مهلت ندهد و بين تو و توبه فاصله اندازد كه در اين حال خود را تباه كردهاى . پسرم فراوان به ياد مرگ باش و به ياد آنچه كه به سوى آن مىروى و پس از مرگ در آن قرار مىگيرى . تا هنگام ملاقات با مرگ از هرنظر آماده باش ؛ نيروى خود را افزون و كمر همّت را بسته نگهدار كه ناگهان نيايد و تو را مغلوب سازد . مبادا دلبستگى فراوان دنياپرستان و تهاجم حريصانه آنان به دنيا تو را مغرور كند ؛ چرا كه خداوند تو را از حالات دنيا آگاه كرده و دنيا نيز از وضع خود تو را خبر داده و از زشتىهاى روزگار پرده برداشته است .
همانا دنياپرستان چونان سگهاى درنده ، عوعوكنان براى دريدن صيد درشتابند . برخى به برخى ديگر هجوم آورند و نيرومندشان ، ناتوان را مىخورد و بزرگترها كوچكترها را . يا چونان شترانى هستند كه برخى از آنها پا بسته و برخى ديگر در بيابان رها شده كه راه گم كرده و در جادههاى نامعلومى درحركتند و در وادى پر از آفتها و در شنزارى گرفتارند كه حركت با كندى صورت مىگيرد . نه چوپانى دارند كه به كارشان برسد و نه چرانندهاى كه به چراگاهشان ببرد . دنيا آنها را به راه كورى كشاند و ديدگانشان را از چراغ هدايت بپوشاند . در بيراهه سرگردان و در نعمتها غرق شدهاند كه نعمتها را پروردگار خود قرار دادند . هم دنيا آنها را به بازى گرفته و هم آنها با دنيا به بازى پرداخته و آخرت را فراموش كردهاند .
واژهشناسى
القلعة : سفر و كوچ .
البلغة : كفايت .