( و اعلم أنّ مالك الموت هو مالك الحياة . . . ) خداوند همو است كه زنده مىسازد و مىميراند و آغاز مىكند و بازمىگرداند و نعمت مىدهد و انتقام مىگيرد . ( و أنّ الدّنيا لم تكن لتستقرّ إلّا على ما جعلها اللّه عليه من النّعماء ) دنيا سراسر خير يا شر نيست ؛ بلكه هرچيزى در آن از يكسو مثبت و از سوى ديگر منفى است . حكمت خداوند بر اين قرار گرفته كه جهان ماده را چنين بيافريند . آب مايه زندگى و سبب غرق شدن است و آتش وسيله پختن غذا و سوختن آدمى است و خورشيد نور مىدهد و گرمايش آزار مىرساند . منظور امام از تعبير « لتستقر » مطلب پيشگفته است . انسان در برخورد با پديدههاى مادى نبايد تنها به يك جهت از آنها بنگرد و از جهت ديگر غافل شود ؛ بلكه بايد هردو جهت را باهم ببيند و آن را كه خيرش بيش از شرش است برگزيند . امام صادق مىفرمايد : « از دست دادن خير فراوان به دليل پرهيز از شر اندك ، خود نوعى شر فراوان است . » « 1 » در كتاب « فلسفة التوحيد و الولاية » در اينباره به تفصيل سخن گفته شده است .
( و الجزاء في المعاد ) خداوند دنيا را خانه عمل و آخرت را خانه پاداش قرار داده است . امام مىفرمايد : « امروز روز عمل است و از حسابرسى خبرى نيست و فردا روز حسابرسى است و از عمل خبرى نيست . » « 2 » ( أو ما شاء ممّا لا تعلم ) امام به اين حكمت خداوند اشاره مىكند كه گاهى مجازات اعمال را در اين دنيا قرار مىدهد . براى مثال خداوند قوم نوح و فرعون و قوم هود و
هامش
( 1 ) . « ترك الخير الكثير لاجل الشر القليل ، شر كثير » اين روايت در منابع به يكى از حكيمان نسبت داده شده است . نك : شرح اصول كافى : 5 / 12 ؛ المحصول رازى : 6 / 165 ؛ بحار الانوار : 11 / 135 .
( 2 ) . « اليوم عمل و لا حساب ، و غدا حساب و لا عمل » نهج البلاغه : نامه 42 .