تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠

شرح و تفسير

( و قد كان من انتشار حبلكم و سقاقكم ما لم تعبوا عنه . . . و قبلت من مقبلكم ) اين نامه براى مردم بصره بود كه با امام بيعت كرده بودند و عثمان بن حنيف را بر آنان گمارده بود و همين‌كه عايشه با شترش همراه طلحه و زبير داخل بصره شد ، مردم بصره ، بيعت با امام را زير پا گذاشتند و بر ضد امام ، جنگ اعلام كردند و هنگامىكه امام بر آنها چيره گشت ، اوضاع به حال عادى خود برگشت . . . ليكن معاويه نمىخواست كه طوفان پيرامون امام آرام شود . بنابراين اشخاصى را براى آشوب كردن به بصره و تشويق آنان به شكستن بيعت فرستاد . امام اين نامه را به منظور يادآورى حوادث گذشته برايشان مىفرستد و آنان را از تكرار پيمان‌شكنى سابق برحذر مىدارد . ( فإن خطت بكم الأمور المردية . . . ) اگر دوباره به فساد و تباهى در زمين بازگشتيد ، من در كمين شما هستم و سرزمينتان را پر از اسب و سپاه مىكنم و با شما همانند كسانى كه ايمان آوردند و سپس كفر ورزيدند ، سپس ايمان آوردند و بر كفر آنها افزوده شد ، برخورد مىكنم و شما را عبرت ديگران قرار مىدهم و آن‌چنان بر شما يورش برم كه جنگ جمل در برابر آن كوچك باشد . در جنگ جمل با شما مدارا كردم ؛ اما اگر دوباره با من مخالفت كنيد ، شما را به سختى تنبيه مىكنم . هدف امام تنها ترساندن و پيشگيرى بود ؛ شايد كه دست از آشوب و فتنه و فساد بركشند . ( مع أنّى عارف لذى الطّاعة منكم فضله . . . ) سپاس و تشكر از كسانى از شما كه راه اطاعت در پيش گرفتند و مكافات و مجازات براى كسى كه نافرمانى