به عهده گرفت ، هيچكدام از قاتلان عثمان را سرزنش و مؤاخذه نكرد و اگر يكى از قاتلان عثمان را مىديد از او چشم مىپوشيد و يا از او مىپرسيد : آيا از قاتلان عثمان هستى ؟ آنگاه به او هديه مىداد و او را روانه مىكرد . » « 1 » پيش از اين در اينباره سخن رفته است .
( و ما كنت لأعتذر من أنّى كنت أنقم عليه أحداثا . . . ) شيخ محمد عبده مىگويد : « أنقم عليه » به معناى خرده گرفتن است و « الأحداث » به معناى بدعتها است . « 2 » بر اين اساس ترجمه اين فقره از نامه چنين است : « من از اينكه دخول عثمان به راه باطل و دورى وى از حق را آشكارا ساختم ، پوزش نمىطلبم . ( و ما أردت إلّا الإصلاح ما استطعت ) ولى عثمان و مروان به اندرزهايم بدبين بودند . ( فربّ ملوم لاذنب له ) كسانى كه مورد ملامت واقع مىشوند ، نزد خدا بىگناهند و خداوند بهترين يار و يارىكننده است .
دلاورى امام على عليه السّلام
( و ذكرت أنّه ليس لى و لأصحابى عندك إلّا السّيف ، فلقد أضحكت . . . ) معاويه امام را تهديد به جنگ مىكند ؛ درحالىكه جايگاه و موقعيت امام را مىداند و مىداند بنى هاشم ، اصحاب و پيروان همراه امام هستند و همه آنان با جنگ عليه معاويه به خداوند نزديكى مىجويند . . . كسى مانند عقّاد نتوانست دليرى
هامش
- الاغانى : 19 / 89 ؛ الاصابة : 1 / 415 ؛ تاريخ ابن عساكر : 26 / 116 ؛ الطبقات الكبرى : 3 / 163 ؛ معاوية ابن ابى سفيان ، عقاد : 100 .
( 1 ) . معاوية بن ابى سفيان : 100 .
( 2 ) . شرح نهج البلاغه : 3 / 34 .