تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
حال كار به اين‌جا كشيد كه محكوم ، حاكم باشد . اى مرد چرا بر سر جايت نمىنشينى و كوتاهى كردن‌هايت را به ياد نمىآورى و به منزلت عقب مانده‌ات بازنمىگردى . برترى ضعيفان و پيروزى پيروزمندان در اسلام با تو چه ارتباطى دارد ! تو همواره در بيابان گمراهى ، سرگردان و از راه راست روىگردانى . آن‌چه مىگويم ، براى آگاهاندن تو نيست ؛ بلكه براى يادآورى نعمت‌هاى خدا مىگويم . آيا نمىبينى جمعى از مهاجر و انصار در راه خدا به شهادت رسيدند و هركدام داراى فضيلتى بودند ؛ امّا آن‌گاه كه شهيد ما « حمزه » شربت شهادت نوشيد ، او را سيّد الشهداء خواندند و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در نماز بر پيكر او به جاى پنج تكبير ، هفتاد تكبير گفت . آيا نمىبينى گروهى كه دستشان در جهاد قطع شد و هركدام فضيلتى داشتند ؛ امّا چون بر يكى از ما ضربتى وارد شد و دستش قطع گرديد ، طيّارش خواندند كه با دو بال در آسمان بهشت پرواز مىكند و اگر خدا نهى نمىفرمود كه مرد خود را بستايد ، فضائل فراوانى را برمىشمردم كه دل‌هاى آگاه مؤمنان آن را شناخته و گوش‌هاى شنوندگان با آن آشناست .

واژه‌شناسى

طفقت : آغاز كردى . بلاء اللّه : در اين‌جا منظور احسان و نيكى خدا است . هجر : نام شهرى در بحرين كه نخل‌هاى فراوانى دارد . النّضال : مسابقه . مسدّده : آموزگار .