المهاجرين و الأنصار و لكلّ فضل حتّى إذا استشهد شهيدنا قيل سيّد الشّهداء و خصّه رسول اللّه ص بسبعين تكبيرة عند صلاته عليه أو لا ترى أنّ قوما قطّعت أيديهم في سبيل اللّه و لكلّ فضل حتّى إذا فعل بواحدنا ما فعل بواحدهم قيل الطّيّار في الجنّة و ذو الجناحين و لو لا ما نهى اللّه عنه من تزكية المرء نفسه لذكر ذاكر فضائل جمّة تعرفها قلوب المؤمنين و لا تمجّها آذان السّامعين . ( 3 ) »
ترجمه
( جواب نامه معاويه كه يكى از نيكوترين نامههاى امام است و پس از جنگ جمل در سال 36 هجرى نوشته شد : ) پس از ياد خدا و درود ، نامه شما رسيد كه در آن نوشتيد ، خداوند محمّد صلّى اللّه عليه و آله را براى دينش برگزيد و او را با يارانش تأييد كرد . راستى روزگار چه چيزهاى شگفتى از تو بر ما آشكار كرده است . تو مىخواهى ما را از آنچه خداوند به ما عنايت فرمود ، آگاه كنى و از نعمت وجود پيامبر با خبرمان سازى ! داستان تو داستان كسى را ماند كه خرما به سرزمين پرخرماى « هجر » برد يا استاد خود را به مسابقه دعوت كند و پنداشتى كه برترين انسانها در اسلام فلان كس و فلان شخص است . چيزى را ياد آوردهاى كه اگر اثبات شود ، هيچ ارتباطى به تو ندارد و اگر دروغ هم باشد به تو مربوط نمىشود . تو را با انسانهاى برتر و غير برتر ، سياستمدار و غير سياستمدار چهكار است ! اسيران آزاد شده و فرزندانشان را چه رسد به تشخيص امتيازات ميان مهاجران نخستين ، و ترتيب درجات ، و شناسايى منزلت و مقام آنان ، هرگز ! خود را در چيزى قرار مىدهى كه از آن بيگانهاى .