براى پايين آوردن دستمزدها » مىشود « بدون آنكه لازم باشد با نيروى كار ناخرسندى كه دستمزدهايشان تازه كاهش يافته ، دستوپنجه نرم كنيم . » « 1 » در واقع ، كارگرانِ داراى دستمزد بالا از شركتهاى عمده اخراج مىشوند تا با دستمزدى پايينتر ، در ليست حقوق بگيران شركتهاى عرضه كننده كوچكتر جاى بگيرند .
رهبران سياسى اغلب به ما يادآور مىشوند كه به نسبت مشاغل از دست رفته در فاصله سالهاى 1979 تا 1995 ؛ 23 ميليون شغل جديد به وسيله اقتصاد شكل گرفته است ، اما اين حرف فايدهاى به حال قربانيان كوچك سازى ندارد . تعداد قابل توجهى از كارگران تعديل شده موفق به يافتن شغل جديد نمىشوند و اين در حالى است كه بسيارى از آنها سرانجام به شغل هايى كمدرآمدتر با مزاياى پايينتر بسنده مىكنند . آمار وزارت كار نشان مىدهد كه 12 درصد كارگران تعديل شده به طور كلى از نيروى كار بيرون رانده مىشوند ، 17 درصد تا دو سال بيكار مىمانند و از 71 درصدى كه شغل جديد پيدا مىكنند ، تنها 37 درصد شغلى مىيابند كه به همان ميزان شغل قبلى يا بهتر از آن دستمزد دارد . يك مطالعه درباره 2000 كارگر اخراج شده توسط شركت آرجىآر نابيسكو « 2 » نشان داد كه 72 درصد آنها شغل جديد پيدا كرده بودند ، اما دستمزدهايشان به طور ميانگين 47 درصد مشاغل قبلى آنها بود . « 3 »
هامش
( 1 )- Thurow , The Future of Capitalism , p . 27 .( 2 )- RJR Nabisco( 3 )- Thurow , The Future of Capitalism , p . 28 .