ثروت كمترى از سال 1983 در اختيار داشتند . « 1 »
اثرات اين رويه هاى اقتصادى بر زندگى مردان بسيار سخت بوده است . از آنجا كه اعتماد به نفس مردانه و مفاهيم ارزش فردى همچنان به طور قابل ملاحظهاى در گرو قدرت كسب درآمد آنها مىباشد ، برخى از اين تحولات به شدت براى مردان منفى بوده است . حتى امروز ؛ يعنى پس از 30 سال حضور در جنبش زنان ، مردان هنوز درباره خود و يكديگر براساس توان نانآورى قضاوت مىكنند . ديويد بلانكن هورن ، در پژوهشهاى وسيعى كه براى نگارش كتاب خود در سال 1995 با نام « آمريكاى بدون پدر » انجام داد ، دريافت كه مردان هنگام توصيف مردانگى ، اولويت را به اين مىدهند كه نانآور خوب و ثابت قدمى باشند . يكى از كسانى كه در اين پژوهشها مورد پرسش قرار گرفته ، چنين مىگويد : « من در وهله اول فكر مىكنم بايد خانواده خود را از نظر مالى تأمين كرد . احتمالًا همه بر روى اين موضوع توافق دارند . » « 2 »
رها شده از سوى دولت
امروزه دولت نيز مردان جامعه ما را كه به شكل فزايندهاى در محيط كارشان تحقير مىشوند ، دستكم مىگيرد و از متن جامعه به حاشيه مىراند . واقعيت آن است كه در دهههاى اخير ، تشكيلات سياسى وظيفه خود را ، آنچنان كه بايد ، درباره شوهران و پدران انجام نداده است . وضعيت
هامش
( 1 )- Edward . N . Wolff , Top Heavy : A Study of the Increasing Inequality of Wealth in America ( New York : Twentieth Century Fund ) , pp . 10 - 13 .( 2 )- Blankenhorn , Fatherless America , p . 205 .