ويژگيهايى همچون تعهد و مهرورزى متولد نمىشوند ؛ اين فضايل بايد به صورت هدفمند توسط پدران و مادران آموزش داده شود و مورد تأكيد قرار گيرد . كودكان بيشتر چيزها ، از جمله ارزشها را با تقليد و الگوگيرى مىآموزند . هر چه يك پدر يا مادر دلسوزتر و قابل اعتمادتر باشند ، بيشتر احتمال دارد كه كودك اين صفات را كسب كند . به طور كلى بايد گفت اگر اين فضايل در درون خانواده آموزش داده نشوند ، ديگر هيچ گاه فراگرفته نخواهند شد .
با در نظر گرفتن اين واقعيت ، به آسانى مىتوان فهميد چگونه نبود پدران ، توسعه فضيلت شهروندى يا ساختن خانوادهها و جوامع مستحكم را دشوارتر مىكند . بيشتر كودكان ، در اثر از دستدادن پدر ، از ارزشهايى مانند احساس مسئوليت و تعهد رويگردان يا دستكم نسبت به آنها دچار ترديد مىشوند . اگر يك كودك ناگزير دغدغه اين را داشته باشد كه چرا پدرش ناگهان ناپديد شد و او را در اين شرايط تنها گذاشت يا اگر كودكى شب هنگام در حالى به رختخواب برود كه نداند آيا پدرش فردا صبح آنجا خواهد بود ، يا اگر كودكى مجبور باشد بپرسد « پدر من كيست ؟ » بسيار دشوار خواهد بود بتوان مخزنى از اعتماد در درون او به وجود آورد ؛ مخزن اعتمادى كه اگر قرار باشد روزى كودك همسرى خوب يا شهروندى مسئول بشود ، براى او بسيار ضرورى خواهد بود . بنابراين يك هدف عمده ملى بايد اين باشد كه نسبت كودكانى را كه با پدران خود زندگى مىكنند و به دست آنها پرورش مىيابند ، افزايش و نسبت كودكانى را كه چنين وضعيتى ندارند ، كاهش دهيم .
جنگ عليه والدين ( فارسى ) — صفحة 202
مساهمون: سيلويا آن هيولت
ص٢٠٢