متأسفانه ، ساختار خانوادگى شكننده ما به طور روزافزون سبب به مخاطره افتادن شكوفايى عظيم انرژى سازندهاى مىشود كه بسيارى از مردان ، هنگامى كه پدرى مهروز و دلبسته فرزند شوند ، آن را تجربه مىكنند . در آمريكاى مدرن ، بسيارى از مردان بايد با اين واقعيت سركنند كه فرزندانشان در خانه مرد ديگرى بزرگ مىشوند . نرخ صعودى طلاق و كودكان نامشروع به اين معنا است كه نزديك به نيمى از پدران ارتباط خود را با فرزندانشان از دست مىدهند و اين امر خلاء عاطفى ژرفى را در روح مردان بر جاى گذاشته است . اين خلاء سبب احساس بىارزش بودن مىشود و مىتواند سر منشاء رفتارهاى ضد اجتماعى گردد . به رغم وجود حجم زيادى از پژوهشها درباره اثرات سوء فقدان پدر بر كودكان ، جامعه كارشناسى به اين موضوع كه نبود كودك چه تأثيرى بر پدران مىگذارد ، چندان توجهى نكرده است . جاى تعجب نيست كه رنج و غم بزرگسالان اغلب انعكاس دهنده اندوه كودكان است .
جنبش احقاق حقوق پدران پر است از پدران سرخوردهاى كه مشتاق ديدن فرزندان خود هستند . شمار بسيارى از آنها از همسر خود جدا شده و به دور از فرزندانشان زندگى مىكنند و دستكم همانگونه كه مىگويند ، بسيارى از آنها هرگز نمىخواستهاند ، همسر خود را طلاق دهند بلكه همسرانِ اين مردان از آنها طلاق گرفتهاند و اين امر سبب شده كه آنها خانواده ، خانه و بخش زيادى از درآمد خود را از دست بدهند . بسيارى از آنها احساس خسران جبرانناپذيرى دارند و خشم و برآشفتگى آنها بهويژه وقتى شديدتر مىشود كه « آنچه برايشان بيش از همه اهميت دارد ؛ يعنى
جنگ عليه والدين ( فارسى ) — صفحة 199
مساهمون: سيلويا آن هيولت
ص١٩٩