بزرگ شوند ، بدون آنكه آنها هرگز رابطه پايدارى با اقتدار مردانه به دست آورند ، به دنبال هرج و مرج مىرود و آن را به دست مىآورد . » « 1 » ما به طور روزافزون به دنبال اين نوع هرج ومرج هستيم . براى مثال ، هماكنون در جامعه سياهان بيش از 70 درصد كودكان جدا از پدران خود زندگى مىكنند .
تأثير بر پدران
بر خلاف تصاوير متداول ، كودكان همچنان منبع ارزشمندى از احساس وظيفه و شادمانى براى ميليونها مرد آمريكايى هستند . بيشتر مردان مشتاق پدرى كردن هستند . آنها فرزندان را تنها براى آن نمىخواهند كه نامشان را تداوم بخشند ، بلكه بيشتر از آن جهت مىخواهند كه احساس كنند در اين جهان داراى اهميت هستند . آنها به دنبال خوبىهاى توصيف ناپذير والدگرى و حس مثبت غيرقابل وصفى هستند كه از دلبستگى به كودك سرچشمه مىگيرد .
چارلز بالارد ، « 2 » بنيانگذار و مدير مؤسسه « پدرى كردن مسئولانه و تجديد حيات خانواده » ، « 3 » اعتقاد دارد يادگيرى چگونگى پدر خوبى بودن ، مىتواند نيروى تعديل كنندهاى در زندگى يك مرد باشد . اين اعتقاد زاييده تجربه شخصى خود او است . وى مىگويد : « پدر شدن زندگى مرا نجات داد . » « 4 »
هامش
( 1 )- Moynihan , Family and National , p . 9 .( 2 )- Charles Ballard( 3 )- Institute for Responsible Fatherhood and Family Revitalization( 4 )- Parent interview , Task Force on Parent Empowerment , May 20 , 1996 .