گرچه اخيراً شاهد اغراقگويىهايى درباره موارد كودكآزارى هستيم ، اين امر بدون ترديد در بيست سال گذشته بيشتر شده است . در سال 1996 بيش از 3 ميليون موردِ گزارش شده از كودك آزارى و غفلت از كودك وجود داشت ؛ يعنى 367 درصد بيش از سال 1976 . « 1 » اين رقم شانه به شانه نرخهاى روبه رشد طلاق و تك سرپرستى حركت كرده است .
آيا ما بايد از رابطه ميان غيبت پدر و بدرفتارى با كودك تعجب كنيم ؟ احتمالًا خير . كارى كه به تازگى توسط گروهى از دانشمندان با نام « داروين گرايان » « 2 » جديد صورت گرفته است به ما يادآورى مىكند كه ما ، به عنوان يك نوع ، به طور ژنتيك داراى زمين منفعت طلبى فردى هستيم . والدين طبيعى داراى سرمايههاى ژنتيك بىمانندى در فرزندان خود هستند و در نتيجه بسيار ژرفتر از والدين جايگزين از اين فرزندان مراقبت مىكنند . حتى با حسننيتترين ناپدرىها ممكن است هزينه كردن براى فرزندان همسر خود را از دست دادن منابع مالى بدانند . از آنجا كه اين كودكان پول و زمان را از دست كودكان واقعى فرد و از دست جفت او بيرون مىكشند ، او تقريباً هميشه در حالتى از رنجش قرار دارد و در پارهاى از موارد ، اين رنجش تبديل به بدرفتارى مىشود . به اين ترتيب ، جامعهاى كه به طور روزافزون به والدين جايگزين اعتماد كند ، جامعهاى است كه به ناگهان و به طور فزاينده به سوى
هامش
( 1 )- Ching - Tung Wang and Deborah Daro , " Current Trends in Child Abuse Reporting and Fatalities : The Results of the 1996 Annual Fifty State Survey , " Working Paper No . 808 , National Committee to Prevent Child Abuse and Neglect Data , " Fact Sheet 5 / 97 , p . 2 .( 2 )- New Darwnians